نظر شما درباره این تصویر چیست؟

از مناجات شهید چمران

می خواستم شمع باشم

" همیشه می خواستم که شمع باشم ، بسوزم ، نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم . می خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. می خواستم در دریای فقرغوطه بخورم و دست نیاز به سوی کسی دراز نکنم. می خواستم فریاد شوق و زمین وآسمان را با فداکاری و آسمان  پایداری خود بلرزانم. می خواستم میزان حق و باطل باشم و دروغگویان ومصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنم. می خواستم آنچنان نمونه ای در برابر مردم به وجود آورم که هیچ حجتی برای چپ و راست نماند،  طریق مستقیم روشن و صریح و معلوم باشد، و هر کسی در معرکه سرنوشت مورد امتحان سخت قرار بگیرد و راه فرار برای کسی نماند..."

 

در سرزمین کفر ، تو بودی

" خدایا می دانی که در زندگی پرتلاطم خود، لحظه ای تو را فراموش نکردم.همه جا به طرفداری حق قیام کرده ام. حق را گفته ام. از مکتب مقدس تو در هر شرایطی دفاع کرده ام. کمال و جمال و جلال تو را به همه مخالفان و منکران وجودت عرضه کرده ام و از تهمت ها و بدگویی ها و ناسزاهای آنها ابا نکردم. در آن روزگاری که طرفداری ازاسلام به ارتجاع و به قهقراگری تعبیر می شد و کمتر کسی جرأت می کرد که از مکتب مقدس تو دفاع کند، من در همه جا، حتی در سرزمین کفر، علم اسلام را بر می افراشتم و با تبلیغ منطقی و قوی خود، همه مخالفین را وادار به احترام می کردم و تو ای خدای بزرگ! خوب می دانی که این فقط بر اساس اعتقاد و ایمان قلبی من بود و هیچ محرک دیگری جز تو نمی توانست داشته باشد."

خاطره ورزشی از رهبر معظم انقلاب-  محمود خسروی وفا رئیس کمیته ملی پارالمپیک

در اوایل انقلاب یک روز به من گفتند من نذری دارم و می‌خواهم به امام‌زاده داوود سلام‌الله‌علیه بروم. ما هم برنامه‌ریزی کردیم و همراه چند تن از محافظ‌ها و آقای راشد یزدی به سمت امامزاده داوود حرکت کردیم. ایشان لباس پاسداری پوشیدند و صورتشان را با چفیه بستند. آقای راشد هم با لباس عادی روحانیت آمده بود. جالب این‌که در راه همه فکر می‌کردند ایشان محافظ آقای راشد است، چون ما با لباس کوهنوردی و تجهیزات آمده بودیم. من به سبب تخصصم در کوهنوردی، سنگ‌نوردی و صخره‌نوردی، خوب می‌دانستم که راه‌پیمایی یک کوهنورد حرفه‌ای به چه شکل است، و می‌دیدم که آقا کاملاً حرفه‌ای و خیلی راحت مسیر را به سمت بالا طی می‌کردند و بدنشان روی فرم بود.

خاطره‌ای از این کوهنوردی به یاد دارم که من و یکی دیگر از محافظان در راه بحث می‌کردیم؛ یکی در رد و دیگری در تأیید مرحوم شریعتی. آقا متوجه شدند. سرعتشان را کم کردند و به ما رسیدند. گفتند از این صحبت‌ها نکنید، از فضا استفاده بکنید. گفتند که شما مثل دو نابینایی می‌مانید که می‌خواهید آن دیگری را راهنمایی کند. نمی‌توانید. مرحوم شریعتی یک نقاط قوتی داشته و یک نقاط ضعفی. این کار شما نیست. وقتی هم که رسیدیم، یکی از اتاق‌های آن‌جا را اجاره کردیم و آقا نذرشان را آن‌جا ادا کردند.

نامه دردمندانه حجت الاسلام و المسلمین  قرائتی درباره مهجوریت قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

ناله

آیا می دانید...

خدمت سروران گرامی

سلام علیكم


طبق معمول هر سال همین كه به ماه رمضان نزدیك می شویم دقایقی از وقت شما را راجع به مهمترین مسئله می گیرم و از اینكه كار قرآن به جایی رسیده كه باید مثل من این حرفها را بزند (كه از دهانم بزرگتر است) شرمنده ام.


1. آیا می دانید كه در همه مساجد در شب قدر دعای شریف جوشن كبیر و عزاداری و مراسم قرآن سر گرفتن بحمدالله برگزار می شود اما چرا در شب قدر كه شب نزول قرآن است تفسیر رنگی ندارد؟


2. آیا می دانید سرگرم شدن به چاپ و صوت و تجوید و ظاهر قرآن بیش از توجه به محتوای قرآن است؟


3. آیا می دانید به ما دستور داده اند كه هر گاه فتنه های زیاد مانند پاره هایی از شب تار به شما روی آورد به قرآن پناه ببرید؟ (فَإِذَا الْتَبَسَتْ‏ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّع)‏


4. آیا می دانید بعضی به اسم این كه دین از سیاست جداست به صدها آیه سیاسی بی توجهی می كنند؟


5. آیا می دانید آن مقدار كه در متون آموزش و پرورش و دانشگاه كلمات عربی را تزریق می كنند كارساز نیست و فارغ التحصیلان ما نمی توانند اكثرا یك صفحه قرآن را بی غلط بخوانند؟


6. آیا می دانید بعضی به خیال اینكه قرآن از فهم بشر بالاتر است و فهم آن مخصوص اهل بیت است از تدبر در آن می ترسند، با اینكه خداوند دستور به تدبر داده است و در حدیث می خوانیم: من زعم ان كتاب الله مبهم فقد هلك و اهلك راستی اگر قرآن را نمی توان فهمید پس چگونه به ما دستور داده اند روایات را بر قرآن عرضه كنیم و اگر ضد آن بود آن روایات را به دیوار بزنیم؟

انتخاب یک روحانی حقوقدان و معتدل به ریاست جمهوری مبارک باد.

منع مسلمانان چين از روزه‌داري در ماه رمضان!

در حاليكه ميليون‌ها مسلمان در سراسر جهان با نزديك شدن به ماه مبارك رمضان به استقبال اين ماه مي‌روند، اقليت مسلمان چين "اويغورها" از روزه‌داري در ماه مبارك منع شدند!به گزارش ابنا، بر اساس قوانين جديد در چين، دانش‌آموزان مسلمان زير 18 سال مسلمان ضمن منع شدن از روزه‌داري در ماه رمضان، اجازه حضور در فعاليت‌هاي ديني را نيز ندارند! يكي از مقامات اداره ديني منطقه مسلمان‌نشين "سين‌كيانگ" چين اعلام كرد: دولت ضمن محروم كردن مسلمانان از روزه‌داري، مسئولان مدارس را موظف كرده كه تا به صورت مرتب از وضعيت دانش‌آموزان مسلمان خود گزارش بدهند ضمن اينكه اين دانش‌آموزان بايد در مدرسه غذا بخورند!همچنين گفته مي‌شود كه مقامات چين دانش‌آموزان مسلمان را از حمل و استفاده از تلفن همراه در آستانه ماه رمضان منع كرده‌اند. دانش‌آموزان مسلماني كه تلفن همراه و لپ‌تاپ داشته باشند نيز بايد پس از بازگشت از مدرسه، آن‌ها را براي بررسي به پليس تحويل دهند در غير اينصورت عواقب اين تخطي بر عهده خودشان است.دولت چين همچنين گروه‌هايي را براي جاسوسي از مسلمانان به كار گرفته است.محدوديت‌هاي شديد در آستانه ماه مبارك رمضان به بهانه گذشت 4 سال از درگيري‌هاي اتفاق افتاده در سين‌كيانگ صورت مي‌گيرد.سين‌كيانگ از سال 1334 به استقلال دست يافته اما به دليل برخورداري از منابع غني نفت و گاز، مورد نظر مقامات چين است. 

توصیه های جالب امام رضا(ع) در باره داشتن خون سالم -قدس آنلاین

امام رضا (علیه السلام ) در توصیف بدن انسان و چگونگی برخورد با آن می فرماید: بدن ، به سان زمین پاک و آماده براى زراعت است که اگر در آبادانى و آبدهى بدان ، مراقبت شود، به گونه اى که آب ، نه فراوان تر از نیاز بدان برسد تا آن را غرق کنند و نه از اندازه کمتر باشد تا آن را به تشنگى گرفتار سازد، آبادانى اش استمرار مى یابد و خرمى اش فزونى مى گیرد و کشتش بالندگى و برکت مى یابد؛ اما اگر از آن غفلت شود، به تباهى مى گراید و علف هرز در آن مى روید.
بدن ، چنین حکایتى دارد و تدبیر آن در خوراک و نوشاک ، چنین است . (پس ،) سامان و سلامت مى یابد و عافیت در آن ، ریشه مى گسترد. بنگر که ... چه چیز با تو و با معده ات سازگار است و تنت با چه چیز نیرو مى گیرد و بدنت چه خوردنى و نوشیدنى اى را مى گوارد. همان را براى خویش مقرر بدار و خوراک خود گیر.(1)
یکی از بیماریهایی که رفته رفته فراگیری آن بیشتر دبده می شود بیماری فشارخون است. امام رضا علیه السلام برای برخورداری از یک خون سالم و مفید برای بدن توصیه های جالبی دارند. یکی از راههایی که ضمن جلوگیری از غلظت خون به تصفیه جریان خون و بهبود کار کبد کمک می کند مصرف تره است. 
یحیی بن سلیمان می گوید: رَأیتُ أبَاالحسنِ الرِّضا علیه‌السلام بخراسان فی رَوضَةٍ وهُوَ یَأکُلُ الحُرّاثَ، فقُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِداکَ ! أنَّ الناسَ یَروونَ أنَّ الهِندَباءَ یَقطُرُ عَلَیهِ کُلَّ یَومٍ قَطرَةٌ مِنَ الجَنَّةِ؟ فقالُ: إن کانَ الهندَباءُ یَقطُرُ عُلُیهِ قَطرَةٌ مِنَ الجَنَّةِ، فَإِنَّ الکُرّاثَ مَنغَمِسٌ فی الماءِ فی الجَنَّةِ. قَلتُ: فَإِنَّهُ یُسَمَّدُ؟ فقالَ: لا یَعلَقُ بِهِ شَی‌ءٌ؛ امام رضا علیه‌السلام را در باغی دیدم، در حالی که تره می‌خورد. به ایشان گفتم : فدایت شوم! مردم بر این باورند که هر روز از بهشت بر کاسنی یک قطره فرو می‌ریزد، تره، در آب بهشت، یکسره غوطه‌ور است. گفتم: به آن کود می‌دهند. فرمود:« چیزی از این کود بدان نمی‌چسبد.(2)
در میان سبزیجات کاهو مملو از نمک های معدنی است و خاصیت قلیایی دارد. از این رو مصرف آن تأثیر اعجاب گونه ای در تصفیه خون دارد. در همین زمینه امام رضا(ع) به شیعیان خود توصیه می‌فرمودند: تا می‌توانید کاهو بخورید، زیرا کاهو رقت خون را از بین می‌برد و بهتر از سایر سبزی ها، خون را تصفیه می‌نماید. کاهو خواب‌آور و آرام‌بخش است. بنابراین برای اشخاص عصبانی و کسانی که مبتلا به بی‌خوابی هستند، مفید است.
در تأیید همین مطلب امام رضا علیه‏السلام در بیان دیگری می فرمایند: فِی البُقولِ: أفضَلُهَا . . . الهِندَباءُ ، وَالخَسُّ ؛- درباره سبزى‏ها: بهترینِ آنها ، کاسنى و کاهو است .(3) 
یکی از راههای داشتن خون سالم کمک به تولید خون خوب و تازه در بدن است. باقالی این کار را در بدن ما انجام می دهد. خوردن این ماده غذایی در طب الائمه (ع) به ما توصیه شده است. از امام رضا (ع) و سایر ائمه نقل شده است که: اَکْلُ الباقِلّى یُمَخِّخُ السّاقَینِ وَ یَزیدُ فِى الدِّماغِ وَ یُوَلِّدُ الدَّمَ الطَّرىَّ؛ خوردن باقلا، مایه تقویت مغز استخوان‏هاى ساق پا مى‏شود، توان مغز را افزون مى‏سازد و خون تازه تولید مى‏کند. (4)
و در بیانی دیگر امام رضا (ع) می فرمایند: باقلا را با پوست بخورید چون معده را پاکیزه می کند. (5)
یکی دیگر از خوراکی های مورد توصیه برای داشتن خون سالم آلو است. آلوی تازه حرارت را خاموش و صفرا را تسکین می‌دهد و آلوی خشک خون را ساکن می‌کند و درد مهلک را آسان و از بین می‌برد.
زیاد قندی می گوید : به محضر امام رضا (ع) رسیدم در حالیکه ظرفی از آلوی سیاه در پیش روی آن حضرت بود، سپس فرمود : گرما به ما هجوم آورده و می بینم که آلو حرارت و گرما را خاموش کند و صفراء را تسکین بخشیده و فشار خون را کم می کند و به اذن خدای عزوجل مسکن درد بی درمان است.(6)
امام رضا (ع) همچنین در مورد خاصیت خون سازی انار می فرمایند : آب انار ملس را بنوش که انسان را نیرومند و خون را زنده می سازد و همین خاصینت را برای سنجد ذکر فرموده اند: سنجد ضد اسهال و خونریزی است. برای سینه مفید و سموم معده و روده‌ها را زایل و سردرد را تسکین می‌دهد.
إمام رضا علیه‏السلام چغندر را نیز تصفیه کننده خون برشمرده اند. الامام الرضا (ع)فی ذِکرِ فَوائِدِ السِّلقِ: یَشُدُّ العَقلَ ، ویُصَفِّی الدَّمَ .
درباره فواید چغندر: عقل را استحکام مى‏بخشد و خون را تصفیه مى‏کند.(7)
امام رضا (ع) همچنین درباره خواص مفید زیتون برای خون فرمودند:روغن زیتون طعام خوبی است زیرا بوی دهان را خوش و بلغم را می برد و رنگ صورت و بدن را را شفاف و با صفا و عصب را محکم و بیماری را از بین برده و آتش غضب را خاموش می کند.(8)

پانوشتها:
1. طب الامام الرضا (علیه السلام ): ص 13
2. المحاسن ج 2 ص 318 بحار الانوار ج 66 ص 206
3. الدعوات ، صفحه 159 ، حدیث 436
4. کافى، ج 6، ص 344، ح 1
5. مکارم الاخلاق، ص190
6. مکارم الاخلاق- ص199
7. المحاسن ، ج2 ، صفحه 327 ، حدیث 2110 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 217 ، حدیث 7
8. مکارم الاخلاق – ص218









خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)
ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)
دیده دل، جام جم به هیچ شمارد
سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)
عید مبعث بر همگان مبارک































خاطره آیت‌الله مکارم شیرازی از بی‌رحمی شاه

یکی از مراجع تقلید در قم گفت: به خاطر دارم زمانی که در زندان شهربانی بودیم برخی افسران که در اتاق کناری بودند با خود می‌گفتند نباید حتی یک تیر هم هدر برود بلکه هر گلوله باید سینه یک انقلابی را بشکافد

آخرين دلنوشته امام در صحيفه  امام خميني خطاب به آيت‌الله حاج‌شيخ حسن صانعي:  تو سرباز گمنام اين انقل

بسم‌الله الرحمن الرحيم‏ 
جناب حجت الاسلام آقاي حاج شيخ حسن صانعي- دامت بركاته‏ 
نمي ‏دانم از كجاي آشنايي‌ام با تو بنويسم. تو يكي از قديميترين افرادي هستي كه در كنار من بوده ‏اي. هنوز سبزه‌‏اي بر رخسار نداشتي كه صميمي ات يافتم. سالها قبل از شروع مبارزات پانزدهم خرداد. 
تو سرباز گمنام اين انقلابي، و خودت مي‏‌داني كه هيچ چيز بهتر از گمنامي نيست. تو فردي هستي كه از گذشته هاي دور خاطرات تلخ و شيرين مبارزات را با خود دارد. 
زيركي و كم حرف، دانايي و محتاط. 
در گرداب مبارزات هميشه دلسوخته بوده‌‏اي. كينه‏ ات را نسبت به شاه در كمتر كسي ديده بودم. در بحران‌ها و فشارها هيچ گاه نسبت به من ترديد نداشتي، گرچه گاهي خسته مي‌‏شدي و افسرده. 
در كوران فشار دستگاه شاه، تو كه مسئول اداره شهريه طلاب بودي، وقتي در محاصره دشمن قرار مي‌‏گرفتي براي اينكه هيچ گونه اطلاعي به دشمن ندهي كم نبود مواقعي كه قبوض رسيد پولهاي اخيار را -در پانزده سال مبارزه- چون غذايي گوارا مي‌‏خوردي. پاداشت عند‌الله نيز گوارايت باد. 
استعدادت، لطافت روحت، صداقتت چيزي نيست كه فراموشم شود. تندخويي و عاقل. از خدا مي‌‏خواهم عقلت را به تندخويي ات پيروز كند. 
من كاملًا به تو اطمينان دارم. لذا وكيل من مي‌‏باشي در تمامي زمينه‌‏هاي شرعي. اين‏ چند سطر را نوشتم تا كمي از بسيار حقي كه به گردن من و انقلاب داري را ادا كرده باشم. 
خداوند يار و نگهدارت باد. 
مرا از دعاي خير فراموش مكن. 
و السلام عليكم و رحمة‌الله و بركاته. 
روح‌الله الموسوي الخميني‏ 
67/12/2 

منبع: (صحيفه امام، ج‏21، ص 272) 

اكنون چند نكته: 
1-در مورد اين جمله امام "كم نبود مواقعي كه قبوض رسيد پولهاي اخيار را چون غذايي گوارا مي‌خوردي"گفتني است اختناق و سختگيري در دوران سياه ستمشاهي به حدي بود كه كمترين ارتباط با امام خميني حتي به صورت پرداخت سهم امام(ع) موجب دستگيري، شكنجه و زندان مي‌شد. آيت‌الله صانعي چندين بار در مواجهه با ماموران ساواك و بازجوها هنگامي كه راه‌هاي معمولي را براي محو اسناد بسته مي‌ديد با بلعيدن قبض رسيد وجوهات، مانع از آن مي‌شد كه نام كساني كه وجوهات خود را به مرجعشان، امام خميني، داده بودند لو برود. 
2- متأسفانه برخي افراد و رسانه‌ها شاخصه دشمن شناسي امام را بقدري پررنگ مي‌كنند كه گويي امام هيچ هنري جز مبارزه با معاندان و كوبيدن دشمنان و برخورد با مخالفان نداشته است. اين برداشتي كاملاً غلط و خلاف واقع است. زيرا امام از روحيه‌اي لطيف، آرام و مسالمت جو برخوردار بود، و اگر چند صباحي به دليل توطئه‌ها و خباثت دشمنان و لشكر كشي آنان و تحميل جنگ، مجبور به عكس العمل تند شد اقتضاي شرايط ويژه بود نه انعكاس روح لطيف و رحماني و انسان دوستانه آن حكيم الهي. 
افسوس كه برخي رسانه‌ها سعي مي‌كنند از امام چهره‌اي خشن به نسل نوپاي امروز معرفي كنند و امام را آن گونه كه خود مي‌پسندند در ذهن جامعه ترسيم نمايند تا به موقع به نفع اهداف خود بهره‌برداري كنند. من از جواناني كه اين يادداشت را مي‌خوانند مي‌پرسم آيا تاكنون مي‌دانستيد چنين نامه‌اي در صحيفه امام هست؟ اگر نمي‌دانستيد چرا؟چرا رسانه ملي روي اين بخش از آثار امام سرمايه‌گذاري تبليغي و برنامه ريزي نمي‌كند تا تأثير آن را در تلطيف عواطف و تزكيه نفوس و گسترش فضاي شوق و محبت در جامعه مشاهده نمايد. از چه مي‌ترسند؟ از چه نگرانند؟ دليل آن چيست؟ نمي‌دانم. 
3- آيا نسل جوان ما مخاطب اين نامه، آيت‌الله شيخ حسن صانعي را مي‌شناسد. او كه يكي از دوستان صميمي امام و شايد صميمي‌ترين دوست امام است اين روزها با سكوتي عميق و معنادار نگران ميراث امام و آرمانهاي ملت فداكار ايران است.‌اي كاش روزي فرا مي‌رسيد مردم ايران در ايام سالگرد ارتحال امام به جاي مشاهده دهها كارشناس روحاني و غير روحاني در شبكه‌هاي مختلف سيما، كه اكثرشان حتي يك لحظه هم امام را از نزديك نديده اند، چهره‌هايي مانند مخاطب نامه فوق را مي‌ديدند.‌اي كاش صدا و سيما توفيق مي‌يافت و شرايطي را فراهم مي‌كرد تا نزديكترين ياران و حواريّون امام و كساني كه امام آنها را به مجاهدان صدر اسلام تشبيه كرده در تلويزيون حاضر مي‌شدند و به صورت زنده و مستقيم و بدون واسطه خاطرات خود را از امام بازگو مي‌كردند. 
اينك پس از اين توضيح كوتاه يك بار ديگر نامه امام را بخوانيد. 
محمدعلي خسروي 
پايگاه اطلاع‌رساني و خبري جماران 

آخرین سیگاری که امام کشید

خاطره ترک سیگار امام خمینی را فاطمه طباطبایی، عروس امام در کتاب «اقلیم خاطرات» نقل کرده است. او می گوید: «یک شب امام گفتند: در جوانی سیگار می‌کشیدم. تا این که یک شب سرد زمستان که پشت کرسی مشغول مطالعه بودم، به مطلب مهمی رسیدم و فکرم بشدت در گیر فهم آن شد.

 در همین حال برای آوردن سیگار از اتاق بیرون رفتم. پس از بازگشت همین که نگاهم به کتاب افتاد که آن را بر زمین گذاشته و به دنبال سیگار رفته ‌بودم، احساس شرمندگی کردم و باخود عهد کردم که دیگر سیگار نکشم. آن را خاموش کردم و دیگر سیگار نکشیدم.»

بخش ورزشي-http://www.jomhourieslami.com/1392/13920309/13920309_05_jomhori_islami_warzeshi_0001.html



اگر سري به موزه عبرت يعني همان زندان كميته مشترك سابق بزنيد عكس‌هاي جواني "ممد جودو" يا محمد داود آبادي يا "محمد مهرآئين"، اين بازمانده‌ از نسل شيران را بوضوح مي‌بينيد كه بر سينه تابلو عكسهاي شكنجه شدگان توسط ساواك خودنمايي مي‌كند. وقتي هم اندكي روي اين عكسها زوم مي‌كني بخصوص اگر جوان باشي فوراً محمد يوسف باروتي (راهنماي موزه عبرت) اعدامي كه خودش حالا راهنماي اين زندان مخرب شده به سراغت مي‌آيد و اولين نكته‌اي را كه برايت بازگو مي‌كند اين است: "صاحب اين عكس را مي‌شناسي؟". 
حالا فرقي نمي‌كند كه جواب بلي يا نه بدهي! بلافاصله و سريعاً مي‌گويد: 
"ممد جودو" توسط ساواك خيلي شكنجه شد و كتك خورد، آنقدر كه شكنجه گرهاي ساواك خسته مي‌شدند مي‌رفتند و گروه ديگري دوباره به سراغش مي‌آمدند. 
خود حاج محمد مهرآئين هم هميشه وقتي از آن روزها ياد مي‌كند امكان ندارد از آن شب اول دستگيري كه در نيمه شب يكي از شب‌هاي ماه مبارك رمضان بوده سخن نگويد: "همان شب كه در منزل گرفتنم تا خود زندان كميته مشترك با چشمان بسته و دست دست‌بند زده، چند نفر مسلح با يوزي از ترس اينكه بهشان حمله ور نشوم لوله مسلسل‌هاي خود را پشت گردنم چسبانده بودند. همان شب تا صبح در كميته مشترك كتك خوردم اما لب به سخن نياوردم و نتوانستند اعترافي از من بگيرند. آنقدر مرا زدند تا اينكه خودشان خسته شدند. آنها كه رفتند دوباره چند بازجوي تازه نفس ديگر آمدن سراغم و دوباره كتك و شكنجه ادامه پيدا كرد". 
عصر روز دوشنبه مجري يكي از شبكه‌هاي ماهواره‌اي فارسي زبان آمريكا در برنامه‌اي كه اختصاص به معرفي يكي از كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري داشت به دروغ از محمد مهرآئين "ممد جودو" به عنوان بازجو و شكنجه گر اوين نام برد. حاج محمد مهرآئين امروز عليرغم تقديم دو شهيد به جنگ، با بيش از 80 سال سن، هنوز از درد شكسته شدن كمرش در ساواك و ناراحتي‌هاي سختي كه بابت آويزان شدن طولاني از دستهاي خود در اوين به سرش آمده رنج مي‌برد. او نه تنها شكنجه‌گر نبود بلكه با استقامت و مقاومت مثال زدني، شكنجه گران ساواك را با تحمل بسيار كلافه مي‌كرد. مهرآئين امروز يكي از افتخارات جامعه ورزش كشور محسوب مي‌شود چرا كه او پس از پيروزي انقلاب خود را وقف ورزش جانبازان كرد و سالها مديريت تربيت بدني جانبازان را عهده‌دار بود. 

عکس/ دختر خانم حجابت را رعایت كن -ندای انقلاب

سلام علی قلب زینب الصبور

ثمره ازدواج مبارک علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام پنج فرزند به نام های حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن است.
زینب، سومین فرزند مهد ولایت است که به احتمال قوی در سال ششم هجرت در مدینه چشم به جهان گشود.

زینب، یعنی زینت پدر و این نامی است که خداوند برای دختری انتخاب کرد ، هنگام ولایت زینب کبری، چون رسول خدا در سفر بود، فاطمه از همسرش علی درخواست کرد که نامی برای فرزندشان انتخاب کند. علی علیه السلام در جواب فرمود: من بر پدرت سبقت نمی‌گیرم، صبر می‌کنیم تا پیامبر از سفر برگردد. چون پیامبر بازگشت و خبر ولادت نوزاد زهرا را از زبان علی علیه السلام شنید فرمود: فرزندان فاطمه فرزندان منند ولی خداوند در باره آنان تصمیم می‌گیرد.

بعد از آن جبرئیل نازل شد و پیام آورد که خداوند سلام می‌رساند و می‌فرماید: نام این دختر را زینب بگذارید که این نام را در لوح محفوظ نوشته‌ام. آن گاه رسول خدا زینب را گرفت و بوسید و فرمود: توصیه می‌کنم که همه این دختر را احترام کنند، که او مانند خدیجه کبری است.


بنابر اینکه ولادت زینب علیها السلام در سال ششم هجری باشد و تاریخ وفات پیامبر اکرم در سال یازدهم؛ زینب بیش از پنج سال با پیامبر نبوده است

این رویا را در تاریخ چنین می‌خوانیم: ارتحال پیامبر خدا نزدیک بود، زینب نزد پیامبر آمد و با زبان کودکانه به پیامبر چنین گفت: «ای رسول خدا! دیشب در خواب دیدم که باد سختی وزید که بر اثر آن دنیا در ظلمت فرو رفت و من از شدت آن باد به این سو و آن سو می‌افتادم؛ تا این‌که به درخت بزرگی پناه بردم، ولی باد آن را ریشه کن کرد و من به زمین افتادم. دوباره به شاخه دیگری از آن درخت پناه بردم که آن هم دوام نیاورد. برای سومین مرتبه به شاخه دیگری روی آوردم، آن شاخه نیز از شدت باد در هم شکست. در آن هنگام به دو شاخه به هم پیوسته دیگر پناه بردم که ناگاه آن دو شاخه نیز شکست و من از خواب بیدار شدم».
پیامبر با شنیدن خواب زینب، بسیار گریست و فرمود:
«درختی که اولین بار به آن پناه بردی جدّ توست که به زودی از دنیا می‌رود. و دو شاخه بعد مادر و پدر تو هستند که آن‌ها هم از دنیا می‌روند و آن دو شاخه به هم پیوسته دو برادرت حسن و حسین هستند که در مصیبت آنان دنیا تاریک می‌گردد».

چندی نگذشت که گوشه ای از خواب زینب به وقوع پیوست و سایه پرمهر و عطوفت پیامبر اکرم از سر زینب کبری و مسلمین رخت بربست.

فاطمه بعد از پدر گرامی خویش چند ماهی بیش در این دنیا نماند. بنابراین زینب از محبتهای مادری چون صدیقه کبری بیش از چند ماهی بهره نجست. 

سرانجام زمان آخرین دیدار و وداع با مادر فرا می‌رسد و تکفین مادر پایان می‌یابد. به دعوت پدر، فرزندان زهرا با مادر خویش وداع می‌کنند و لحظاتی مادر را در آغوش می‌گیرند، چنان که فرشتگان از این صحنه دلخراش می گریند.

زینب بعد از مادر در سایه تربیتهای پرمهر پدری چون علی و در کنار برادرانی چون حسن و حسین رشد می‌یابد و از همان دوران کودکی مشکلات فراوان و فشارهای روحی بی‌شماری را تجربه کرده و در برابر آن‌ها مقاومت می‌کند و بدین گونه دوران کودکی را پشت سر می‌گذارد. 

همسر زینب عبدالله از فرزندان جعفر است و جعفر، فرزند ابوطالب و برادر علی و از جانبازان جبهه موته و شهیدان بزرگ اسلام است.




ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین و روز چدر مبارک

پدر بشنو این حرف فرزند خویش

عزیزو گرامی و دلبند خویش

تویی مایه ی بود و پیدایشم

کنا رت به ناز و به آسایشم

پدر تکیه گاه وجود منی

تو سرمایه ی هست و بود منی

پدرم روزت مبارک باد