عمل نكردن صدا و سیما به دستور رهبری(سخنان نقویان به نقل از جهان نیوز

سه چهار روز قبل از ماه مبارك جلسه‌ای به اتفاق برخی از دوستان روحانی در برنامه «سمت خدا» كه ظهرها از شبكه 3 پخش می‌شود، مهمان رهبری بودیم؛ برنامه‌ای كه به خصوص میان خواهران خیلی مشتری داشت. البته برنامه‌های ما باید در همین زمان‌ها پخش شود ساعت نه و ده شب كه همه نشسته‌اند باید برنامه مهران مدیری، لعیا خانم، نیكی خانم و... ببیند!

 
ما را كه به خدمت رهبر معظم بردند عوامل برنامه بودند و رئیس وقت شبكه هم بود كه بعداً عذرش را خواستند. بعضی از مسئولین محترم بیت هم تشریف داشتند. نوبت عرایض بنده كه شد، گفتم: آقا این صدا و سیما و این رادیو و تلویزیون مثل عصای حضرت موسی(ع) است؛ قدرت دارد ولی فعلاً به عنوان چوب دستی از آن استفاده می‌كنند. دلیلش هم این است كه بسیاری از كسانی كه بر اریكه این دستگاه عجیب و غریب و ساحری تكیه زده‌اند این كاره نیستند و با رانت سر كار آمده‌اند. دلیلش  این است كه این حضرت مستدام ضرغامی بارها با هنرپیشه‌ها و خواننده‌ها و فوتبالیست‌ها جلسه گذاشته است. در حالی كه این رسانه، اگر رسانه دینی است به تعبیر آن امام بزرگوار كه فرمود «باید دانشگاه باشد» یك بار با ما كارشناسان مذهبی جلسه نگذاشته است. من 15 سال است كه در این دستگاه رفت و آمد می‌كنم. آقا فرمودند «كه شما وقت نگرفتید.» دیگر من خجالت كشیدم بگویم، ما كه نباید وقت بگیریم آنها باید از ما وقت بگیرند. مگر من مشتاق هستم كه در تلویزیون سخنرانی كنم؟ كه بریم پشت دفتر آقا بنشینیم كه فكر كنند كه من حتماً پولی یا پست و مقامی می‌خواهم. بعد در آنجا مدیر گروه معارف بود برای صحبت كردن اجازه گرفت و گفت كه آقا كتباً هم وقت گرفتیم به ما وقت ندادند. (با این حرف) دیگر ایشان مطلبی نفرمودند.

 
من در ادامه عرایضم در آن دیدار گفتم، امام فرمود: «میزان رای ملت است» ده‌ها هزار پیامك از مردم وجود دارد كه گفتند این برنامه را در ساعت 9 و 10 شب پخش كنید، حرف‌های خوبی زده می‌شود... در ساعتی باشد كه همسرمان و بچه‌هامان در منزل هستند و بتوانند این برنامه را ببینند. چرا یك بعدازظهر پخش می‌شود؟ این هم رأی ملت؟! ولی آقایان می‌گویند كه نه! شب باید سریال و فوتبال پخش شود و برنامه‌های مذهبی كه خود مردم هم می‌خواهند نباید پخش كنیم كه در همین هنگام آقا به آقای حسین محمدی گفتند « آقای محمدی به آقای ضرغامی بگویید كه چرا این برنامه را در شب پخش نمی‌كنند و من این برنامه را دیده ام؛ برنامه خوبی است». اما شما دیده‌اید از ماه رمضان تا حالا كسانی كه سنگ ولایت به سینه می‌زنند و می‌گویند «ما همه سرباز تواییم» این برنامه را شب پخش كرده باشند؟ این دستور ولایت و این دستور رهبر معظم! دیگر در جلسه حضور داشتم و نقل مستقیم است كه می‌گویم.

عصبانی ها بخوانند

جود ۱۶ ماده معدنی ضروری در رژیم غذایی روزمره از اهمیت زیادی برخوردار است. اما مواد معدنی مانند کلسیم، منیزیم، آهن، روی و سلنیوم نقش مهم تری را بر عهده دارند.
به گزارش جهان به نقل از عصر ایران، سید ضیاءالدین مظهری عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران گفت: مصرف ویتامین‌های گروه B در کاهش عصبانیت و خستگی مفید است. مصرف ویتامین‌های گروه B در افزایش یادگیری نیز مؤثر است.

گنجاندن مواد غذایی حاوی ویتامین‌های گروه B در تغذیه روزمره در کاهش عصبانیت، پیشگیری و درمان افسردگی و خستگی مفید است.

جگر، گوشت گوساله، ماهی، مرغ، تخمه آفتابگردان، تخمه کدو، جوانه گندم، حبوبات، غلات، شیر و لبنیات، گوجه فرنگی، کاهو، هویج، قارچ، انواع میوه و دانه‌ها و مغزهای روغنی از منابع غنی ویتامین های B هستند.

وجود مواد معدنی در غذاها موجب افزایش توان یادگیری، تقویت نیروی دفاعی و سرعت بخشیدن به روند رشد است.

گردو، ماهی، مرغ، جگر، گوشت، گندم جوانه زده و محصولات تهیه شده از آردهای سبوس‌دار حاوی این مواد معدنی هستند.

به دانش آموزان و داوطلبان کنکور توصیه می‌شود، مصرف همبرگر، سوسیس، کالباس، کله‌پاچه و مواد غذایی حاوی چربی‌های اشباع‌شده دارای فرم ترانس را کاهش دهند.

به گزارش عصر ایران،وی در پایان گفت: استفاده از غذاهای حاوی امگا – ۳ نظیر ماهی، روغن‌های سویا، کنجد، تخم کتان یا بذرک و گردو در این دوران از اهمیت زیادی برخوردار است.

حرف مرد یکی است

رئيس جمهور محترم در حكم انتصاب آقاي مشايي خطاب به ايشان آورده است؛ 

«اينجانب جنابعالي را انساني موحد، مؤمن، پاك، صبور و داراي قلب و انديشه اي زلال، عاشق و دلبسته به ارزش هاي الهي و آحاد مردم جهان و عميقا عارف و متعهد به آرمان مهدوي، حاكميت جهاني توحيد، عدالت، عشق و آزادي و مديريت مشترك ملت ها و فردي شايسته، مدير، مدبر و امين و از جهات گوناگون توانمند مي شناسم و آشنايي و همكاري با شما را براي خود هديه اي الهي و افتخاري بزرگ مي شمارم.» 

آقای احمدی نژاد واقعا نشان داد حرف مرد یکی است

بهترین زمان برای خوردن صبحانه-منبع: ایسنا

 پیشوای ششم ما امام صادق(ع) درباره زمان خوردن صبحانه و فواید این وعده غذایی فرمودند: "چون نماز صبح را خواندی، پاره نانی بخور تا با آن: دهان خویش را خوش‏بو سازی، حرارت خود را فرو بنشانی، دندان‏‌هایت را استوار سازی، لثه‏‌ات را استحکام بخشی، روزیِ خویش را به چنگ آوری و خوی خود را نکو سازی۱".

امام علی(ع) نیز فرمودند: "هر که خواهان جاودانگی است - و البته جاودانگی‏‌ای (برای غیر خدا) نیست - زود صبحانه بخورد، دیرتر شام بخورد و ردای سَبُک برگیرد۲".

همچنین از امام صادق(ع) نقل شده که شخصی نزد امام از دردها و بدگواری‏‌هایی که داشت، اظهار ناراحتی کرد، حضرت فرمود: "صبحانه بخور و شام بخور و در فاصله میان آن‌ها چیزی مخور؛ چرا که موجب تباهی تن است. مگر نشنیده‏‌ای که خداوند عز و جل می‏‌فرماید: (و آنان، صبحگاهان و شامگاهان، روزیِ ویژه خویش را دارند)۳".

پیامبر خدا نیز در حدیثی از مواردی که بر طول عمر می‏‌افزاید را "خوابیدن بر شانه چپ و خوردن سیب در سحرگاهان" ذکر فرموده‌اند۴".

منبع:
۱- الدعوات، صفحه ۱۴۰ ، حدیث ۳۵۲، بحارالأنوار، جلد ۶۶ ، صفحه ۳۴۵ ، حدیث ۲۱ دانش نامه احادیث پزشکی: ۲ / ۱۶۰

۲- الدعوات، صفحه ۷۵ ، حدیث ۱۷۶ ، الأمالی للطوسی، صفحه ۶۶۶ ، حدیث ۱۳۹۵ عیون أخبار الرضا علیه‏‌السلام، جلد ۲ ، صفحه ۳۸، شرح نهج‏‌البلاغه، جلد ۱۹ ، صفحه ۱۲۴ کلاهما نحوه، کنز العمّال، جلد ۱۰ ، صفحه ۸۷ ، حدیث ۲۸۴۷۲ عن النزّال بن سبرة، دانش نامه احادیث پزشکی: ۱ /

۳- الکافی، جلد ۶ ، صفحه ۲۸۸ ، حدیث ۲ ، المحاسن ، جلد ۲ ، صفحه ۱۹۵ ، حدیث ۱۵۶۵ ، طبّ الأئمّة لابنی بسطام ، صفحه ۵۹ عن علیّ بن أبی صلب ابن أخی شهاب ، بحار الأنوار ، جلد ۶۶ ، صفحه ۳۴۲ ، حدیث ۵ دانش نامه احادیث پزشکی : ۲ / ۱۵۸

۴- المواعظ العددیّة، صفحه ۲۱۱ دانش نامه احادیث پزشکی: ۱ / ۱۰۰

چرا قمار در اسلام حرام است؟ پاسخ آیت الله مکارم را بخوانید

آیت الله ناصر مکارم شیرازی، فلسفه پاره ای از محرّمات در اسلام را تبیین کرده است. فلسفه تحریم قمار در اسلام را از زبان ایشان بخوانید:

کمتر کسی را می توان یافت که از زیانهای گوناگون قمار بی خبر باشد، برای توضیح بیشتر گوشه ای از عواقب شوم و خانمان برانداز آن را بطور فشرده یادآور می شویم:

قمار بزرگترین عامل هیجان

کلیه روانشناسان و دانشمندان پیسیکولوژی، معتقدند که هیجانات روانی عامل اصلی بسیاری از بیماریها است، مثلًا کم شدن ویتامینها، زخم معده، جنون و دیوانگی، بیماریهای عصبی و روانی بصورت خفیف و حاد و مانند آنها در بسیاری از موارد ناشی از هیجان می باشد، و قمار بزرگترین عامل پیدایش هیجان است تا آنجا که یکی از دانشمندان امریکا می گوید: در هر سال در این کشور فقط دو هزار نفر در اثر هیجان قمار می میرند، و بطور متوسط قلب یک «پوکرباز» (یک نوع بازی قمار) متجاوز از صد بار در دقیقه می زند، قمار گاهی سکته قلبی و مغزی نیز ایجاد می کند، و قطعاً عامل پیری زودرس خواهد بود.

بعلاوه به گفته دانشمندان شخصی که مشغول بازی قمار است، نه تنها روح وی دستخوش تشنج است بلکه تمام جهازات بدن او در یک حالت فوق العاده بسر می برند، یعنی ضربان قلب بیشتر می شود، مواد قندی در خون او می ریزد، در ترشحات غدد داخلی اختلال حاصل می شود، رنگ صورت می پرد، دچار بی اشتهائی می شود، و پس از پایان قمار به دنبال یک جنگ اعصاب و حالت بحرانی به خواب می رود، و غالباً برای تسکین اعصاب و ایجاد آرامش در بدن متوسل به الکل و سایر مواد مخدر می شود، که در این صورت زیانهای ناشی از آن را نیز باید بزیانهای مستقیم قمار اضافه کرد.از زبان دانشمندان دیگری می خوانیم: قمارباز، انسانی مریض است که دائماً احتیاج به مراقبت روانی دارد، فقط باید سعی کرد به او فهماند که یک خلاء روانی وی را به سوی این عمل ناهنجار سوق می دهد، تا در صدد معالجه خویش برآید.

رابطه قمار با جنایات

یکی از بزرگترین مؤسسات آمار گیری جهانی ثابت کرده است که: 30 درصد جنایت ها با قمار رابطه مستقیم دارد، و از عوامل بوجود آمدن 70 درصد جنایات دیگر نیز بشمار می رود.

ضررهای اقتصادی قمار

در طول سال میلیونها بلکه میلیاردها از ثروت مردم جهان در این راه از بین می رود، گذشته از ساعات زیادی که از نیروی انسانی در این راه تلف می شود، و حتی نشاط کار مداوم را در ساعات دیگر سلب می کند، مثلا در گزارشها چنین آمده است: در شهر «مونت کارلو» که یکی از مراکز معروف قمار در دنیا است، یک نفر در مدت 19 ساعت قمار بازی، 4 میلیون تومان ثروت خود را از دست داد، وقتی درهای قمارخانه بسته شد یکراست بجنگل رفت، و با یک گلوله مغز خویش را متلاشی کرد، و به زندگی خود خاتمه داد، گزارش دهنده اضافه می کند، جنگلهای «مونت کارلو» بارها شاهد خودکشی این پاک بازها بوده است.

زیان های اجتماعی قمار

بسیاری از قمار بازان بعلت اینکه گاهی برنده می شوند و در یک ساعت ممکن است هزاران تومان سرمایه دیگران را بجیب خود بریزند، حاضر نمی شوند تن بکارهای تولیدی و اقتصادی بدهند، در نتیجه چرخهای تولید و اقتصاد بهمان نسبت لنگ می شود، و درست اگر دقت کنیم می بینیم که، تمام قمار بازان و عائله آنان سربار اجتماع هستند، و بدون اینکه کمترین سودی باین اجتماع برسانند از دست رنج آنها استفاده می کنند، و گاهی هم که در بازی قمار باختند، برای جبران آن دست به سرقت می زنند.

خلاصه زیانهای ناشی از قمار بحدی است که حتی بسیاری از کشورهای غیرمسلمان آنرا قانوناً ممنوع اعلام داشته اند اگرچه عملًا بطور وسیع آنرا انجام می دهند. مثلا انگلستان در سال 1853 و امریکا در سال 1855 و شوروی در سال 1854 و آلمان در سال 1873 قمار را ممنوع اعلام نمودند.

در پایان این بحث اشاره به این موضوع، جالب به نظر می رسد، که طبق آماری که بعضی از محققان تهیه کرده اند جیب بری 90 درصد، فساد اخلاق 10 درصد، ضرب و جرح 40 درصد، جرائم جنسی 15 درصد، طلاق 30 درصد و خودکشی 5 درصد، معلول قمار است.اگر بخواهیم یک تعریف جامعی برای قمار تهیه کنیم، باید بگوئیم: قمار یعنی قربانی کردن مال و شرف برای بدست آوردن مال غیر به خدعه و تزویر و احیاناً بعنوان تفریح و نرسیدن به هیچ کدام.

نظر آیت‌الله مکارم درباره اختلاط در میهمانی‌ها-خبرگزاری حوزه

دوستى با نامحرم

سؤال: متأسّفانه روابط بین پسر و دختر در جامعه ما بسیار بد جا افتاده، و پدر و مادرها از آن به عنوان یک کار زشت یاد مى کنند. من به عنوان یک پسر جوان موارد زیادى از این روابط را دیده ام. اگر پسر و دختر در روابط خود، حدود را رعایت کنند، و بدون اطّلاع پدر و مادرشان رابطه اى برقرار نمایند، و بین خود دوستى پایدارى را برنامه ریزى کرده باشند، که به احتمال قریب به یقین به ازدواج آنها منتهى شود، آیا شرعاً مشکلى دارد؟

تجربه هاى مکرّر در مکرّر نشان داده رابطه هاى دختران و پسران دام هاى شیطان است، و منجر به خلاف شرع مى شود. بنابراین تنها در صورتى که قصد ازدواج داشته باشند، آن هم به مقدارى که براى شناخت یکدیگر لازم است، مى توانند تماس بگیرند.

لطفاً به سؤالات زیر پاسخ فرمایید:

الف) آیا ارتباط نوشتارى و نامه نگارى دختر و پسر بالغ نامحرم از طریق کامپیوتر و شبکه اینترنت جایز است؟

ب) پس از آشنایى طرفین از طریق فوق، آیا ملاقات عمومى تعدادى دختر و پسر بالغ و نامحرم، در مکان عمومى جایز است؟

ج) آیا مصاحبه و نگاه به چشم ها و صورت همدیگر جایز است؟

د) اگر موارد بالا جایز باشد، در چه مرحله اى اجازه پدر براى ادامه ارتباط دختر یا پسر بالغ و نامحرم، حضورى یا نوشتارى، واجب است؟

با توجّه به این که این گونه ارتباطها غالباً منشأ مفاسدى مى شود، جایز نیست.

سؤال: مکالمه تلفنى پسر و دختر و مراوده طرفین جهت دوستى چه حکمى دارد؟

جایز نیست.

اختلاط در مجالس خانوادگى

سؤال: مقدار و نوع پوشش زن در میهمانى هاى خانوادگى چه میزان است؟

زن باید در مقابل نامحرم بدن خود را جز صورت و دست ها تا مچ بپوشاند; و تفاوتى میان میهمانى خانوادگى و غیر آن نیست.

سؤال: آیا عرف در نوع پوشش زنان در میهمانى هاى خانوادگى مؤثر است؟

اگر منظور این است که تمام بدن به غیر از گردى صورت و دست ها تا مچ پوشیده باشد تفاوت عرفها تاثیرى ندارد، و در مقابل نامحرم در مجالس خانوادگى یا غیر آن باید پوشش اسلامى رعایت شود.

سؤال: بوسیدن سر و دست زنان و مردان سالخورده فامیل که نامحرم هستند به جهت احترام چه حکمى دارد؟

اشکال دارد.

سؤال: شوخى و صحبت با اقوام نامحرم در مجالس چه حکمى دارد؟

صحبت هاى عادى مانعى ندارد ولى شوخى اشکال دارد.

سؤال: در برخى مناطق اقوام نامحرم نزدیک را جزء محارم مى دانند و حجاب را در مقابل آنها رعایت نکرده و گاه با آنها دست مى دهند و امثال آن، حکم این امور چیست؟

باید تمام این امور که خلاف شرع است ترک شود و آنان را با زبان خوب امر به معروف و نهى از منکر نمود.

سؤال: نشستن افراد نامحرم فامیل بر سر یک سفره چه حکمى دارد؟

در صورتى که جهات شرعى را رعایت کنند مانعى ندارد.

آثار شگفت گریستن براى آخرت

 روایت فوق بخشی از سفارشات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به ابوذر است که ارزش گریه برای آخرت را بیان می کند و اینک شرحی از این سخن گهربار ارائه خواهیم داد باشد که چگونه گریستن و برای چه گریستن را بیاموزیم، بیاموزیم که قطرات اشکمان را از هر جواهری ارزشمندتر کنیم، بیاموزیم که پیامبر گونه گریه کنیم .

گریه اى که پیامبر به آن سفارش کرده اند گریه از خوف خداوند و یا گریه از شوق وصول به لقاى الهى است. گرچه این دو قسم گریه مطلوب و در توجه به خداوند و بیدارى انسان نقش حیاتى دارند اما گریه از شوق وصول به لقاى خداوند، برتر و مستلزم معرفت عمیقى است که همگان بدان دست نمى یابند و تنها گروه اندکى، از جمله معصومان(علیهم السلام)، به آن معرفت رسیده اند.

امام على(علیه السلام) در دعاى کمیل از شوق خود در رسیدن به لقاى محبوب پرده برمى گیرد و صبر کردن در فراق او را سخت تر از صبر بر عذاب او مى شناسد و خطاب به پروردگار خویش عرض مى کند:

«فَهَبْنى یاإِلهى وَ سَیِّدى وَ مَوْلاىَ و َرَبّى، صَبَرْتُ عَلى عَذابِک فَکیْفَ أَصْبِرُعَلى فِراقِک...»

اى خداى من و مولا و پروردگارم؛ گیرم برعذاب تو صبرکردم، چگونه بر فراق تو صبر کنم؟

و در مقام بیان ناراحتى خویش، در صورت جدایى از معبودش ادامه مى دهد: «به عزتت اى آقا و مولاى من، سوگند مى خورم که اگر مرا با زبان گویا(در دوزخ) رها کنى، در بین اهل جهنم، چونان دادخواهان ناله همى دهم و بسى فریاد مى زنم و مانند آنکه محبوبش را از دست داده، از فراق تو زار مى گریم»

امام سجاد(علیه السلام) در دعاى ابوحمزه ثمالى مى فرماید:

«من با امروز و فردا کردن و آرزوهاى طولانى عمر خویش را تباه ساختم و اینک به جایى رسیده ام که از اصلاح نفس خویش به کلى ناامیدم. پس از من بدحال تر و تبه روزگارتر کیست؟ واى اگر من با چنین حالى به قبرى روان گردم که آن را براى خوابگاه خود مهیا نساخته ام و با عمل صالح در آن فرش نگسترده ام. چرا نگریم! با اینکه نمى دانم کارم به کجا مى انجامد و اکنون نفس مرا مى فریبد و روزگار مکر مى ورزد، در حالى که مرگ برسرم سایه افکنده است.(2)»

به جهت نقش ارزشى گریه در پاکسازى درون از رذایل و کاستى هاى اخلاقى است که پیامبر مى فرمایند: فضیلت و پاداشى بر گریه مترتب است که بر غیر آن مترتب نیست و گریه کنندگان به مقامى دست مى یابند که دیگران، هر چند عبادت کنند، به آن نمى رسند.

دنیا را مى توان به پستانکى تشبیه کرد که وقتى بچه گرسنه مى شود و دنبال شیر مى گردد، آن پستانک و گول زنک را در دهان او مى گذارند و او غافل از همه جا پستانک را به جاى پستان مادر مى مکد و سر انجام پى مى بردکه پستانک خالى از شیر او را سیر نساخته است

ابوذر از زرنگ‌ترین مردم سۆال مى کند و پیامبر در جواب مى فرمایند:

«اکثرهم للموت ذکراً و احسنهم له استعداداً»

زرنگ‌ترین مردم کسى است که بیش از همه به یاد مرگ باشد و خود را بهتر از همه براى مرگ آماده ساخته است.

کسى که مسیرى را انتخاب کرده، اگر زرنگ و باهوش باشد، پیوسته به هدف توجه دارد و سعى مى کند زودتر به مقصد برسد. اگر کسى در مسیر از هدف غافل شود، حیران و سرگردان گشته، سالم به مقصد نمى رسد

انبیاء برای امام حسین علیه‌السلام گریه کرده‌اند-برگرفته از سایت شبستان

انبیاء برای امام حسین علیه‌السلام گریه کرده‌اند

* چرا برای امام حسین علیه‌السلام گریه کنیم؟/ فلسفه گریه از دید آیت‌الله بهجت چه بود؟

ـ امام حسین (ع) شخصیت بی‌نظیری است که خداوند در عالم وجود فقط همین یکی را آفریده است. این به این معنی نیست که بقیه هیچ‌‌ کدام از این ویژگی‌ها را نداشته‌اند، ولی کسی که همه این ویژگی‌ها و خوبی‌ها را تا حد اعلی داشته باشد و همه چیزش را بدهد فقط اباعبدلله (ع) است.

کار عظیم امام حسین (ع) در عالم، یگانه است. حالا ما برای چنین شخصیت عظیمی گریه می‌کنیم. گاهی این گریه مرتبه‌ای از ناراحتی است و گاهی مرتبه‌ای از محبت است و اشک از شدت شوق و علاقه است و انسان نمی‌تواند تحمل کند و اشک می‌ریزد.

گریه ذاتاً چند نوع است. گریه می‌تواند از سر خوف، شوق، محبت، ناراحتی و... باشد. خیلی از انبیاء از خوف خدا گریه می‌کردند. وقتی عظمت خدا را احساس می‌کردند و در حضور او حتی خیال دیگری می‌کردند، از خوف گریه می‌کردند. اصلا داشتن اندیشه‌ای غیر از خدا برای آنها وحشتناک بوده است.

پدرم می‌گفت این حرف چیست که می‌گویند گریه یعنی چه؟ خیلی از انبیاء از خوف خدا بکاء داشته‌اند. آیا از شوق لقاء خدا بکاء نداشتند؟ گریه از شوق رسیدن به معشوق حقیقی عالم داشته‌اند. علاوه بر آن داریم که خود انبیاء برای امام حسین (ع) گریه می‌کردند. آنها وقتی عظمت کار امام حسین (ع) را درک کردند، اشکشان جاری شد و توسل پیدا کردند. این مسئله، تک بودن و عظمت کار امام حسین (ع) را نشان می‌دهد.

عظمت کار امام حسین(ع) در برابر کار ابراهیم خلیل(ع)

امام حسین (ع) وجود عظیمی است که خدا او را دوست دارد. چه‌طور دوستش دارد؟ آیا همان‌طور که حضرت ابراهیم را دوست دارد؟ نه، خیلی بالاتر از آن است. چرا خداوند اینگونه به اباعبدلله (ع) محبت دارد؟ حضرت ابراهیم تسلیم امر خدا شد و زن و یک فرزند را به بیابان بی آب و علف برد که در آنجا دشمن نبود. یا در سالهای بعد فرزندی را که رعنا شده بود به قربانگاه برد و خواست به دستور خدا قربانی‌اش کند و از آن گذشت ولی فرزندش حتی یک جراحت برنداشت و قطره‌ای خون از او جاری نشد.

خداوند برای حضرت ابراهیم سوره‌ای نازل کرد و در شأن ایشان این همه آیات دارد. حالا سوال من این است اگر خداوند می‌خواست راجع ‌به امام حسین (ع) بگوید، چه می‌کرد؟ چند برابر حضرت ابراهیم باید در مورد او می‌گفت؟ یعنی اگر بعد از قضیه حضرت ابراهیم و عبودیت و گذشت و سرسپردگی که نسبت به خداوند داشت، حالا خداوند راجع ‌به امام حسین (ع) سوره‌ای نازل می‌کرد، چه می‌گفت؟ خداوند چه تعریفی از او می کرد؟

اگر ما با آن نشانه‌ها و الگوها و ابزارهای شناسایی که خداوند داده، به عظمت کار امام حسین (ع) نگاه کنیم، اینقدر عظیم است که اصلا نمی‌توانیم عظمت آن را درک کنیم. گاهی گریه ما احساسی است در حالی‌که این گریه می‌تواند کارکردهای بسیار بیشتری داشته باشد.

گریه، اذن دخول و محرم شدن انسان است

پدرم می‌گفت: گریه، رابطه انسان با آن طرف عالم است. گریه، واسطه و رابطه است. وقتی که می‌خواهید وارد حرمی شوید و پا به حریمی بگذارید، طلب اجازه می‌کنید و اذن دخول می‌گیرید.

می‌گویید یا خداوند من وارد شوم؟ آیا یا پیامبر وارد شوم؟ یا امام وارد شوم؟ و در روایت است که اگر برای اذن دخول زیارت امام حسین (ع) اشک از چشمت جاری شد، بدان اجازه داده شده است.

پس این اشک رابطه انسان با ماوراء است. این اشک یک نشانه است. یک رمز است. فقط یک اتفاق فیزیکی نیست. پدرم تأکید داشت خود گریه یک اذن و اجازه است. مثل چراغی است که روشن می‌شود و برای تو نشانه است. اگر اشکی آمد، علامت این است که به تو اذن داده‌اند. این عین عبارت آقاست.

پس اشک گاهی به اعلی علییین وصل است و کلیدش از آنجا زده شده است. ممکن است خیلی‌ها این را نفهمند و بگویند خرافات است، در حالی‌که این اشک به عالم بالا مربوط می‌شود.

مطلب دیگر این است که گریه به واسطه جهتی که مصرف می‌شود دارای عظمت است. باید دید چه معرفتی این اشک را به وجود آورده است. مهم است که عاملی که این کلید را زده است، چه بوده است.

گریه بر سیدالشهدا علیه‌السلام، بالاتر از نماز شب

پدرم می‌گفت: گریه بر سیدالشهدا (ع) از افضل مستحبات باشد. گریه بر سیدالشهدا (ع) از همه مستحبات بالاتر است حتی از نماز شب! چون نماز شب حالتی جسمی دارد ولی گریه بر سیدالشهدا (ع) رقّت روحی است و عامل آن، آن را در درون انسان به وجود آورده است. کلید آن از نهان قلب خورده است و این خیلی ارزشمند است.

آیت الله بهجت، 50 سال هر هفته مراسم داشتند و خودشان جلوی در می‌نشستند

* التزام آیت‌الله بهجت به برگزاری روضه اباعبدلله (ع) تا چه حدی بود که حتی تداوم آن را در وصیت نامه خود ذکر کردند؟

ـ مسئله روضه اباعبدلله (ع) اینقدر برای آیت‌الله بهجت مهم بود که حدود 50 سال هر هفته مجلس داشتند و ایشان حاضر نبود به این سادگی این کار را ترک کند. حتی در حال مریضی اصرار داشت که این مجلس باید برقرار شود و اصرار داشت که خودش باید حضور داشته باشد. خیلی برایش مهم بود که از اول مجلس حضور داشته باشد.

سالها این مجلس روضه در منزل ایشان بود و پدرم درها را باز می‌کرد و خودش دم در می‌نشست و برای هرکسی که وارد می‌شد، احترام می‌کرد. هیچ وقت اینگونه نبود که فقط برای شخصیت خاصی بلند شود و برای همه این احترام را قائل می‌شد.

استاد آیت‌الله بهجت پای سماور می‌نشست و در روضه سیدالشهدا علیه‌السلام چای می‌داد

ایشان می‌گفت: استاد بزرگ ما، مرحوم غروی کمپانی (آیت الله کمپانی اصفهانی) که از لحاظ علمی در سطح بالایی بود، در مجالس روضه ابا عبدالله (ع) پای سماور می‌نشست و چای می‌داد.

مطلب دیگری که پدرم در این روضه‌ها بر آن اصرار داشت این بود که مجلس به مناسبت هر امامی که برگزار شده بود، باید آخرش به امام حسین (ع) ختم می‌شد. ایشان تأکید می‌کرد امام حسین (ع) منشأ همه اینهاست و اینقدر بزرگ است که همه اینها به او متوسل می‌شدند. نه تنها امامان، بلکه قبل‌تر از آن پیامبران نیز به ایشان متوسل می‌شدند.

خواندن زیارت عاشورا هر روز با صد لعن و صد سلام

مرحوم آیت‌الله بهجت هر روز زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام می‌خواند و بارها می‌گفت: آقایی از خدا خواسته بود تا زیارت عاشورایش هیچ روزی ترک نشود حتی در روز مرگش. ایشان نمی‌گفت که این درخواست خود من است. در حالی‌که ما می‌دیدم خودش هر روز این کار را می‌کرد.

ایشان روز یکشنبه رحلت کرد. یک روز قبلش که شنبه بود، دیدم ایشان مشغول خواندن زیارت عاشورا شده بود و هنگامی که برای رفتن به درس جلوی در ایستاده بود، صد لعن و صد سلام را با تسبیح می‌شمرد. آن روز از همه روزها سرحال‌تر بود.

ایشان هر روز که به درس می‌رفت، شاید با تأخیر می‌رسید. به هرحال سن ایشان بالا بود و کمی کارها با تأخیر انجام می‌شد. خودشان می‌گفت کاری مانند لباس پوشیدن که در گذشته در عرض پنج دقیقه انجام می‌دادم، شاید الآن بیست دقیقه از من وقت می‌گیرد.

ایشان همیشه تا آماده می‌شدند، چند دقیقه‌ای از وقت گذشته بود که به دم در می‌رسیدند. ولی آن روز آخر، نیم ساعت زودتر جلوی در نشسته بودند و صد لعن و صد سلام را با تسبیح می‌گفتند که پس از آن عارضه‌ای به ایشان دست داد که گفت من امروز به درس نمی‌روم.

مرحوم آیت‌الله بهجت تا لحظات آخر به خواندن زیارت عاشورا آن هم با صد لعن و صد سلام و حضور در مجلس سیدالشهدا (ع) التزام داشت. حتی در حالت مریضی می‌گفت من را به مجلس ببرید که می‌خواهم طلب شفا در مجلس امام حسین (ع) کنم.

پس از من، از ثلث مانده‌هایم، مجلس عزا و روضه سید‌الشهدا (ع) را اقامه کنید

* سفارش آیت‌الله بهجت در مورد عزاداری برای اباعبدلله علیه‌السلام چه بود؟

ـ سفارش پدرم همیشه این بود که خدا می‌داند این توسلات برای انسان چه می‌کند. این توسل برای انسان یک ارتباط است. چه‌طور وقتی یک لامپ را به الکتریسیته متصل می‌کنیم، نور می‌دهد. انسان اگر به اینها متوسل شود، اسباب وصل می‌شود. این توسل، یاد معشوقِ معشوق افتادن است. چون این بزرگواران عاشق خداوند بودند و خدا نیز عاشق آنها بود.

انسان وقتی به آنها متصل شود، انگار به خدا متصل شده است. این توسلات انسان را خدایی می‌کند. نظر ایشان این بود که انسان هرچه می‌تواند در این زمینه کم نگذارد. لذا خود ایشان با آخرین توانش می‌آمد.

ایشان در وصیت‌نامه خود ذکر کردند که بعد از من از ثلث مانده‌هایم، مجلس عزا و روضه سید‌الشهدا (ع) را اقامه کنید. ایشان می‌گفت اگر من در عمرم 50 سال مراسم گرفتم، کم است و بعد از من شما باز هم برایم مراسم روضه اباعبدلله (ع) را بگیرید. ایشان روی این مسائل خیلی توصیه و تأکید داشت.

شرکت در مجالس روضه سیدالشهدا علیه‌السلام تعظیم شعائر است

* خود ایشان چه عمل خاصی را در ماه محرم انجام می‌دادند؟

ـ یکی از کارهای ایشان این بود که در مراسم مختلفی که برای اباعبدلله (ع) گرفته می‌شد، به اندازه توانشان شرکت می‌کردند. از زمان قدیم که من بچه بودم، ایشان به شرکت در این مجالس التزام داشت. شرکت در مجالس این بزرگواران را عظمت بخشیدن به یاد و نام آنها می‌دانست.

لذا می‌گفت شرکت در این مجالس تعظیم شعائر است. ما باید به شعائر خود عظمت بخشیده و عزیز نگه داریم و برایمان مهم باشد و به آنها اعتنا کنیم و برایشان وقت بگذاریم و عمر عزیز خود را صرف آن کنیم. در این روزها خواندن زیارت عاشورا را به خصوص در تاسوعا و عاشورا با احوالات بیشتری انجام می‌داد.

به ما توصیه می‌کرد در این روزها (ایام محرم) این زیارت را بخوانید. مطلب دیگر اینکه خنده ایشان اصولا صدا نداشت و همیشه در حد یک لبخند بود. اما در این روزها ایشان اصلا همان لبخند را هم نداشت و پیوسته گرفته بود و به یاد امام حسین (ع) در حزن بود و می‌گفت: همین به یاد آنها بودن را فقط خدا می‌داند چقدر اجر دارد.

ایشان اصرار داشت وقتی مجلس می‌گیرید، برتری‌ها و امتیازات اهل بیت (ع) را بگویید. فضائل و مناقب این حضرات را بگویید و نسبت به این قضیه ابراز احساسات کنید. حتی اگر گریه و اشک شما نمی‌آید، حالت گریه به خود بگیرید و در حال حزن باشید. تباکی کنید.

شرکت در مراسم امام حسین (ع) همان محبت ذی‌القربی و اجر رسالت پیامبر(ص) است

آیت‌الله بهجت همیشه می‌گفت: شرکت در مجالس سیدالشهدا (ع) محبت به ذی‌القربای پیامبر (ص) است. در آیه قرآن است که شما به ذی‌القربای پیامبرتان محبت کنید. پیامبر(ص) فرمود من پیامبر شما بودم و از شما چیزی نمی‌خواهم و اجر و مزدی جز محبت به نزدیکانم نمی‌خواهم.

خداوند به پیامبر (ص) می‌فرماید: «قل»، بگو من از شما اجر نمی‌خواهم، فقط به نزدیکانم محبت کنید. محبت می‌خواهم. این خیلی لطیف است. چون انسان بالاترین چیزی که می‌تواند بدهد، محبت و عشق و دوستی است و خداوند و پیامبرش فقط همین را از انسان می‌خواهند.

پدرم می‌گفت شرکت در مراسم امام حسین (ع) همان ابراز عشق و محبت است. همان دوستی و محبت ذوی‌القرباست که خداوند دستور داده است. این شرکت در مراسم اجر رسالت پیامبر (ص) است. شما به این نیت برو و به خدا بگو تو گفتی و من هم آمدم. من همان محبتی را که تو می‌خواهی انجام می‌دهم. به کسانی که تو دوستشان داری و عزیز می‌داریشان، محبت می‌کنم.

ایشان در عبارت دیگری می‌گفت بر همه لازم است این کار را انجام بدهند. در این کاری که از دست برمی‌آید، کوتاهی نکنند و در این مجالس شرکت کنند و صرفا با ریتم مداح به هیجان نیایند و چیزی که آنها را به هیجان می‌آورد، عشق باشد.

اظهارات بي‌سابقه شيخ "محمد العوضي" چهره سرشناس وهابيت،در دفاع از امام حسين عليه‌السلام

شيخ "محمد العوضي" چهره سرشناس وهابيت در عربستان سعودي، در اظهاراتي بي‌سابقه به دفاع از امام حسين عليه‌السلام پرداخت. به گزارش شيعه آنلاين، وي گفت: برخي روايات موجود در كتب اهل سنت در تمجيد "يزيد بن معاويه" تعجب‌برانگيز است. براي مثال رواياتي كه گفته مي‌شود "حسين بن علي عليه خليفه وقت خروج كرد مقابله با او و كشتن وي درست است" امري نادرست است. شيخ العوضي افزود: آنهايي كه اين روايت را قبول دارند، يا از اهل بيت نفرت دارند و ناصبي هستند و يا افرادي عوام و جاهل به شمار مي‌روند. ابن تيميه، پدر معنوي فرقه وهابيت و سرشناس‌ترين چهره وهابي معتقد است امام حسين عليه‌السلام بر يزيد كه خليفه وقت بوده خروج كرده لذا بايد به شهادت مي‌رسيد. شيخ "محمدالعوضي" همچنين افزود: الامام الذهبي درباره يزيد گفته "و كان ناصبيا، فظا، غليظا، جلفا، يتناول المسكر ويفعل المنكر" (منبع: النبلاء ج 4 ص 37) يزيد، ناصبي افراطي و بي‌مبالاتي بود كه اهل شراب و منكرات بود.