يك قدم مانده به او
داشتم كنج حرم، جامعه را مي خواندم
برگ در برگ مفاتيح پر از شبنم شد
يازده پله زمين رفت به سوي ملكوت
يك قدم مانده به او كار جهان در هم شد

نجات غريق
كشتي شكسته ايم، نجات غريق كو؟
ناجي ما ز بحر مخوف و عميق كو؟
از غصه فراق رسيده است جان به لب
يا رب شريك قصه و يار شفيق كو؟