درحالت"انتظار" بهترين شيوه پيوند و همسويي و همدلي با امام نهفته است و غفلت از انتظار و معناي صحيح آن، باعث بيخبري و بي‌احساسي نسبت به سوز‌ها و شورهاي امام موعود است. شايد در دوران غيبت، انتظار راستين براي فرج، يعني حضور امام در جامعة انساني، نخستين راه بيعت وهم پيماني باامام موعود باشد، زيرا كه انتظار حضور در متن جريانها و حوادث پيش از ظهور است، و ماية يادآوري هدفها و آرمانهاي امام موعود(ع) و زمينة آگاهي و هوشياري و بيداري هميشگي است. و در حال "انتظار" نبودن به معناي غفلت و بيخبري و بي‌احساسي و بي‌تفاوتي نسبت به حوادث پيش از ظهور واصل ظهور است. با وجود غفلت و بي‌تفاوتي و بيخبري، چسان مي‌توان خود را منتظر دانست، و در انتظار مقدم گرامي امام بود، و محضر او را درك كرد؟ 
از اين نظرها، "جامعة منتظر" بايد چون امام خود "منتظر" باشد، و هر حادثه‌اي هر چند عظيم و ويرانگر، و هر عاملي هر چند باز دارنده و يأس‌آفرين، او را از تحقق هدفهاي مورد انتظار مأيوس نكند، و در راه آن هدفها از پويايي و تلاش باز ندارد، و همواره به امام خود اقتدا كند، امامي كه در برابر مشكلات شكننده و حوادث كوبندة قرنها و عصرها استوار و نستوه ايستاده است، و ذره‌اي در اصالت راه و كار خود ترديد نكرده است، و در عين حال كه غمهاي بزرگ انسان را در درون دارد و غم‌آميزة لحظه‌هاي زندگي طولاني و دردناك او است، همواره در انتظار بسر مي‌برد و انبوهي موانع و مشكلات نمي‌تواند اندكي در ارادة الهي و استوار او ترديد و يأس پديد آورد. او همواره به بزرگي هدف و انجام رسالت الهي خويش مي‌انديشد، و در عين حال كه موانع عظيم و درياسان راه و كار خود را مي‌داند و مي‌بيند، به پشتوانة الهي ايمان دارد و اميد به ياري حق بسته است. 
حضرت امام مهدي (عج) مي‌فرمايد: 
"...لان‌الله معنا فلا فاقه بنا الي غيره والحق معنا فلا يوحشنا من قعد عنا."(1) 
- ... بيقين خدا با ما است، پس نيازي به ديگري نيست، و حق باما در تضادو ناسازگاري‌اند. حتي در جامعه‌هاي اسلامي، بر اثر اختلاف افكار و برداشتهاي گوناگون از دين و مذهب، تضادهاي فراوان پديد مي‌آيد، و راهها و شيوه‌هاي گوناگون و متفاوتي در رفتارهاي فردي و اجتماعي ديده مي‌شود. از اين رو، در نوع اين اجتماعات انسجام و يگانگي ديده نمي‌شود. و همدلي و همسويي كه لازمة استواري و پيشرفت يك امت و ملت است كمتر به چشم مي‌خورد. جامعه‌ها در ظاهر آراسته و استوار است و به حيات خويش ادامه مي‌دهد، ليكن در باطن اوضاع و مسائل زيربنايي جامعه اگر دقت شود از هم پاشيده و متلاشي و متزلزل است و دوام و پايندگي ندارد. 
نوع مردم در اين اجتماعات به جاي همياري و همفكري، به كوبيدن هم مشغولند، و كمر به نابودي يكديگر بسته‌اند، و يكديگر را خوار و زبون مي‌سازند. 
حضرت امام علي(ع) فرمود: 
"... و واأسفا من فعلات شيعتنا، من بعد قرب مودتها اليوم، كيف يستذل بعدي بعضها بعضا و كيف يقتل بعضا... كل حزب منهم اخذ منه بغصن، اينما مال الغصن مال معه..."(2) 
- ... اي افسوس از رفتار شيعيان ما، پس از امروز كه اينگونه با هم دوستند و نزديكند، چگونه پس از من بعضشان برخي ديگر را خوار مي‌سازد و برخي ديگر را مي‌كشد...هر دسته و گروه از ايشان به شاخه‌اي در مي‌آويزد، و به هر سوي كه آن شاخه خم شد او نيز خم مي‌شود...(عصر زندگي ، ص 256و 257) 
پاورقي: 
1- بحارالانوار، ج53، ص 178 
2- همان منبع ، ج 51، ص 122 
*منتظر واقعي نبودن، يعني غفلت و بي‌خبري و بي‌تفاوتي، نمي‌تواند با انتظار راستين همخواني داشته باشد 
*منتظران واقعي بايد به امام عصر(عج) اقتدا كنند، امامي كه هميشه و در برابر حوادث عصرها و قرنها، استوار و نستوه ايستاده است

 روزنامه جمهوري اسلامي 

01/04/1391