چرا با نمازی که میخوانیم رشد معنوی پیدا نمیکنیم- استاد مهندسی
چرا با نمازی که میخوانیم رشد معنوی پیدا نمیکنیم؟
به عنوان درد دل عرض میکنم که علیرغم اینکه ما در شرع مقدس اسلام، زیباترین راهکارهای رشد را داریم، عالیترین مدارج ترقی و تعالی را داریم - الصلاةُ مِعراجُ المؤمن، الصلاةُ قُربانُ کلِ تقی، الصلاةُ عمودُ الدین - خب اگر واقعا نماز، معراج است، آیا واقعا در سایه نمازی که میخوانیم این معراج برای ما حاصل میشود؟ اگر نمیشود یا باید بگوییم نماز، معراج نیست، یا اگر نماز معراج است، پس آنچه که ما انجام میدهیم نماز نیست.
نماز واقعی انسان را از گناهان نگه میدارد. «إن الصلاة تنهى عن الفحشاء والمنکر» اگر نگه ندارد آیا نماز ما واقعی است؟
نماز حقیقی، انسان را به مدار حقیقت مطلق میبرد. همین دو رکعت نماز، انسان را از ابعادِ دست و پا گیر جنبههای طبیعی و مادی و حتی فراتر از ماده، آزاد میکند. نماز در حقیقت برای گشودن بندهایی است که دست و پای فطرت ما را بسته است. نماز، قدرت پرواز به انسان میدهد. معراج معنایش این است. قدرت رشد و ترقی و تعالی و بالا رفتن را به انسان میدهد.
خب این در چه صورتی است؟ در صورتی که ما فقط وضوی ظاهری بگیریم و دو رکعت نماز خشک و ظاهری بخوانیم؟ همان کاری که نوع ما داریم انجام میدهیم، این که معراج نمیشود. این که «تنهی عن الفحشاء و المنکر» نیست.
در عبادات، نگاه حداکثری داشته باشیم
در عبادات، نباید نگاه حداقلی داشته باشیم. باید منظر ما در عبادات نگاه حداکثری باشد. یعنی باید ما برویم ببینیم برترینها و بالاترینها چیست؟ جامعه ما عموما و جامعه فرهنگی ما، دانشگاهی ما خصوصاً باید نگاهشان به عبادت، یک نگاه آشنایی با فلسفههای عبادات باشد.
آشنایی با ارشاد این ظواهر به بواطن باشد که این ظاهرها به کدامین باطن دارد اشاره میکند. خدای متعال از نماز ما چه میخواهد؟ یعنی فرهنگ نماز در معماری مکتب اسلامی چه جایگاهی دارد و در واقع میخواهد چکار کند؟ این خیلی مهم است که ما از این زاویه به عبادات نگاه کنیم.
حالا این دو رکعت نماز چه توانمندی دارد و چه قدرتی دارد که ما را به حق نزدیک میکند. چگونه این نماز توانمند است که وجود ما، قلب و دل ما را آئینه تجلیات اسباب و صفات الهی میکند.
قرب به خدا یعنی چه؟