وقت است دگر مشت كنی دست دعا را

فریاد كنی نغمه - القدس لنا - را
آیینه حق شو كه ببینند و بمیرند
این لشكر خفاش صفت نور خدا را
زان خون كه شتك می‌زند از سینه سرخت
تطهیر بده زخم دل سبزه قبا را
شب خیمه برافراشته در غربت غزه
آواره هر كوی و گذر كرده صبا را
وقت است به دریا بزند سینه سینا
دل‌های به تنگ آمده از جور و جفا را
هم سوگ پدر دارد و هم داغ برادر
ای خلق ببینید عیان كرب و بلا را
جولان بده ای سعی عطشناك در این خاك
تا گم نكند تشنه لبی سمت صفا را
وقت است كه یكبار دگر سنگ ابابیل
درهم شكند لشكر ظلم خلفا را
علی فردوسی