دروغ در لباس حقيقت
روزي دروغ به حقيقت گفت: ميلداري با هم به دريا برويم و شنا كنيم؟ حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به كنار ساحل رفتند.
وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد. دروغ حيله گر لباسهاي او را پوشيد و رفت.
از آن روز هميشه حقيقت عريان و زشت است، اما دروغ درلباس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان ميشود.
وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد. دروغ حيله گر لباسهاي او را پوشيد و رفت.
از آن روز هميشه حقيقت عريان و زشت است، اما دروغ درلباس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان ميشود.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22:5 توسط جعفر
|