لزوم تقلید2
سلام
دوباره
حرفای شما قبول دارم
چون واقعا بعضی چیزها نیاز به تفسیر داره
اینم بگم درسته که هیچ مرجعی ندارم ولی کتاباشونو میخونم حرفایی که فکر میکنم
درسته یا اصلا نمی دونم درسته یا نه رو با حرف اونا پیش میرم ولی یه چیزایی هستن
که ادم خودش یه فکر دیگه ای میکنه تو یه مسئله مثلا عقل خودم
میگه درسته مرجع میگه اشتباهه حرف کدوم رو باید گوش کرد؟یا اگه حکم یه مرجع برامون
سوال برانگیز باشه باید چیکار کنیم؟درضمن مراجع چه جوری انتخاب میشن الهی است یا
کسی انتخاب میکنه؟ ما از کجا بدونیم که درست انتخاب شدند؟ فقط مرجع ایرانی داریم؟ چه
جوری یه مرجع رو انتخاب میکنند؟ میشه منتخب حرفاشونو انتخاب کرد ینی از هر مرجع یه
فتوا رو گرفت؟
انتخاب مراجع بیشتر توسط خود مردم است یعنی وقتی کسی به درجه اجتهاد رسید و شرایط دیگر مرجع که در رساله ها آمده را داشت مردم می توانند از او تقلید کنند منتهی چون تشخیص اجتهاد یک نفر کار فنی است لذا مردم در این مساله به کسانی که قدرت تشیخیص دارند مراجعه می کنند که علما هستند. الان مراجع منحصر به مراجع موجود در ایران نیست مثلا آیت الله سیستانی در عراق و علامه فضل الله در لبنان نیز جزو این علما بوده و هستند. مطلبی که درباره عقل گفته اید باید بگویم عقل فطری یعنی عقلی که آلوده به اوهام و خرافات نشده بین حکم خدا ودرک خود قائل به تعارض نیست. روایات فراروان داریم که در آنها عقل اولین مخلوق خدا،وسیله اعطای پاداش و عقاب معرفی شده است.علاوه بر این ما بر اساس حکمت معتقدیم تمام اوامر ونواهی الهی مبتی بر مصلحت یا مفسده است که عقل بعضی از آنرا می فهمد برخی را نمی فهمد پس وقتی عقل برخی از این مطالب را نمی فهمد نمی توان حکم الهی را مخالف عقل خواند چون ممکن است ما حکمت آن را نفهمیمومثلا در یک مناظره امام صادق به ابوحنیفه که براساس قیاس فتوا می داد فرمودند: آیا منی نجستر است یا ادرار؟گفت ادرار. حضرت پرسیدند پس چرا برای خرزوج منی غسل می کنیم اما در ادرار غسل لازم نیست. آیا این مسائل بادو دو تا چار تای عقلی قابل حل است؟ پس ما وقتی می توانیم بگوییم حکمی خلاف عقل است که عقل ما علت واقعی آن را بفهمد در حالیکه عقل همه جا این قدرت را ندارد.